ارتباط با ما
صفحه اصلی
آرشیو
درباره ما
با گذشت نزدیک به 250 روز از آزادی محمدرضا جلایی پور، مدیر و سخنگوی پویش موج سوم، مسئولان امنیتی و قضایی هنوز گذرنامه این دانشجوی درحال تحصیل در خارج از کشور را به وی تحویل نداده اند.

نوروز:

به گزارش نوروز، محمدرضا جلایی پور، پس از کودتای انتخاباتی اخیر، در فرودگاه تهران و در حال عزیمت به کشور محل تحصیلش بازداشت شد. مسئولان امنیتی در جریان این بازداشت پاسپورت وی را ضبط کردند.

مدیر و سخنگوی پویش موج سوم، پس از تحمل 50 روز حبس در سلول انفرادی و 38 روز حبس در سلول دونفره، در تاریخ بیست وپنجم شهریورماه با قید وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

جلایی پور در حالی آزاد شد که هیچ یک از اتهامات وارده به او اثبات نشد. با اینحال این دانشجوی نخبه دانشگاه آکسفورد، کماکان در وضعیت بلاتکلیف به سر می برد و هیچ نهادی مسئولیت پاسخگویی به وضعیت وی و استرداد گذرنامه او را نپذیرفته است.

فاطمه شمس، همسر جلایی پور نیز مطلبی را در این خصوص در وبلاگ شخصی خود نگاشته که متن کامل آن به شرح زیر است:

امروز، ۲۷ بهمن، درست ۸ ماه، یعنی ۲۴۰ روز از روزی که آخرین بار محمدرضا را دیدم می‌گذرد. آخرین دیدار ما در فرودگاه امام خمینی تهران، ساعت ۴ صبح ۲۷ خرداد بود. ۸۸ روز زندان ( ۵۰ روز انفرادی و ۳۸ روز سلول دو نفره) سهم کسی بود که جز تلاش برای بهتر شدن وضعیت کشورش کار دیگری نکرده بود و حتی یک بار هم در فعالیت‌های انتخاباتی‌اش پا را از قانون فراتر نگذاشته بود. بعد از ۸۸ روز بدون اثبات هیچ‌یک از اتهامات وارده و با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی او را آزاد کردند. از ۲۵ شهریور، روز آزادی او تا به امروز که ۲۷ بهمن ماه است، پاسپورت او را که همان روز خروج گرفته بودند پس نداده‌اند. او همچنان در حالت بلاتکلیفی محض به سر می‌برد. هیچ نهاد پاسخگویی برای توضیح اینکه چرا پاسپورتش را نمی‌دهند که سر درس و زندگی‌اش برگردد هم الحمدلله در آن کشور وجود ندارد.

وقتی می‌بینم هنوز رفقای نازنینم در حبس‌اند و یا می‌بینم که مادران بسیاری برای ملاقات با فرزندان‌شان باید سر گورهای بی‌نام‌ و نشان یا با نام و نشان- چه فرقی می‌کند؟- به بهشت زهرا بروند، از اظهار دلتنگی برای او شرمنده می‌شوم. با همه شرم و خجالت در برابر مادران داغدار این حقیقت را هم که چقدر دوست داشتم وقت آزادی دست‌اش را در دستم بگیرم را نمی‌توانم بپوشانم .

ما، من و او، این حرف خوب میرحسین را آویزه گوش کرده‌ایم که راه سبز امید را زندگی باید کرد. علی‌رغم همه دلتنگی‌ دوری با هم قرار گذاشتیم تا روزی که باز همدیگر را ببینیم خوب زندگی کنیم، من از اینجا و او از همان راه دور درسمان را بخوانیم چون باور داریم اگر چیزی قرار باشد روزی به درد آن مملکت بخورد همین انباشتن دانش و فهم و شعور است و لاغیر. این روزها دارم خودم را برای امتحان اول دکتری آماده می‌‌کنم، روزهای سختی بود اما به لطف خداوند نوشتن تز را از سر گرفتم و امیدوارم به زودی بتوانم مرحله اول آزمون را با نتایج خوب پاس کنم.

گاهی آموختن بهترین و اثرگذارترین شیوه مقاومت است.

 

ارسال نظرات

 


تمام حقوق این وب سایت متعلق به انجمن دفاع از حقوق زندانیان است
بهترین موقعیت دید 768 * 1024       sdrpi.ir © 2008